ღ♥ღعشق آبیღ♥ღ
*~**~ احساس سوختن به تماشا نمیشود / آتش بگیر تا بدانی چه میکشم / نازنین من *~**~*
تبر

کی مهربونی تو گرفت از من غرقابه درد
کی دستای عزیز تو تبر برای ساقه کرد
کینه روکی یاد تو داد تو هم شدی مثل همه
از تن گرم و عاشقت کی ساخته یه مجسمه
نمیشه باورم تویی، نه، اینکه چشمای تو نیست
تو طاقتت نبود منو ببینی با چشمای خیس
از لب قصه ساز تو مونده صدای دشمنی
سخته که باورم بشه تو همون عاشق منی
.
کی دستای عزیز تو تبر برای ساقه کرد
کینه روکی یاد تو داد تو هم شدی مثل همه
از تن گرم و عاشقت کی ساخته یه مجسمه
نمیشه باورم تویی، نه، اینکه چشمای تو نیست
تو طاقتت نبود منو ببینی با چشمای خیس
از لب قصه ساز تو مونده صدای دشمنی
سخته که باورم بشه تو همون عاشق منی
.
.
I HATE YOU !!!
|+| نوشته شده توسط ღ♥ღنگارღ♥ღ در جمعه 31 خرداد1387 و ساعت 11:26 قبل از ظهر |
